[go: up one dir, main page]


نمایش تبلیغ
 
ساخت وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگها
 

 

به نام آنکه منصور را آفرید

 
 

 

KING OF POP IS MANSOUR

  .:Home :.
.: Archive :.
.: Email :.
 
 

«اخر قصه ی من و تو بد نيست»

 
دوشنبه، 22 اسفند، 1384

سلام؛ اميدوارم حال همگی خوبه خوب باشه

امروز گفتنيهای زيادی داريم پس بی مقدمه و سری ميرم سر «مثل منصور»: تو اين مدتی که «مثل منصور» داشتيم؛ خوبيهایی رو بدست اورديم که منشاء تمامشون منصور عزيزه. منصورمون با تمام خوبيها و بزرگيهاش برامون مقصد شد و ما همگی سعی کرديم نشون بديم منصوری فقط همين سه بخش ساده نيست. ما سعی کرديم نشون بديم پشت اين کلمه به ظاهر ساده يه دنياست؛ دنيايی که خيليها شايد بهش فکر هم نکردن اما ما با هم؛ با کمترين داشته هامون شروع کرديم و اونو ساختيم. اول جاده هرچی داشتيم برداشتيم و هرچی احتياج بود تو مسير بدست اورديم؛ بهترينها رو برداشتيم و بديها رو جا گذاشتيم. ديگه مهم نبود که کی از کجا شروع کرده؛ مهم اين بود که اونم مثل ما عاشقه. کوله بارمون پر شد از اندوخته هايی که خيليها حسرتشو ميخوردن. حالا ديگه منصوری سه حرف ساده نيست! چون منصوريها نشون دادن که منصوری شدن يه افتخاره و کمتر کسی ميتونه مثل منصور مثل هيچ کس نباشه. خب اينم از اخرين پلان «مثل منصور». حالا نوبت «تا منصوره»...

تو «تا منصور» قبلی گفتيم که يکی از بهترين راه های ايجاد تمرکز ايجاد علاقست. قرار شد راه هايی پيشنهاد بديم تا به درسايی که مورد علاقمون نيستن علاقه مند بشيم. راه های زيادی وجود داره که من دوتاشونو ميگم: ۱.يکی از راه های ايجاد علاقه اطلاعات اوليست. اگه نسبت به مطلبی که ميخونيم اطلاعاتی هر چند کم داشته باشيم نا خوداگاه علاقه مند به مطالعه بيشر ميشيم. به همين خاطره که تو سيستم اموزشی پيشنهاد ميشه که قبل از ورود به کلاس؛ درس جديد (هر چند سطحی) مطالعه بشه. ۲.يکی ديگه از راههای ايجاد علاقه (که موثرتر هم هست) شوخی با کتابه! يعنی برای هر مطلبی (هر قدر هم سخت و سنگين) مثالهايی همراه با شوخی بياريم. مطالبی که بار هيجانی دارن بهتر تو حافظه باقی ميمونن و راحتتر به خاطر اورده ميشن. ما هم از اين موضوع استفاده ميکنيم و با کتاب شوخی ميکنيم.

(پرستو جان يه دنيا ممنون بابت عکس زيبايی که برام فرستادی )

البته قسمت «تا منصور» يا در اصل تمرکز خيلی مفصل تر از مطالب گفته شده بود؛ اما متاسفانه ۹۰ دقيقمون به پايان رسيده و مجبوريم به همين مطالب اکتفا کنيم. دوستانی که تمايل دارن در رابطه با اين موضوع اظلاعات بيشتری داشته باشن ميتونن با خود من در تماس باشن (Yahoo ID:firegirl_fm)و يا به منبع اصلی (کتاب تمرکز؛ نوشته:دکتر م.حورايی)  مراجعه کنن.

گاهی وقتا مجبوريم برای رسيدن به يه هدف بزرگ هدفای هر چند بزرگ ديگه رو تو نوبت بزاريم. گاهی لازمه از کاری که عاشقشيم و ادمايی که با تمام وجود دوسشون داريم فاصله بگيريم. گاهی لازمه چند ماهی با ترک چيزايی که دوسشون داريم غصه دار بودن و تحمل کنيم. گاهی لازمه با دور افتادن از دوستای خوبمون هوا ابری و بعد بارونی بشه. گاهی لازمه پلکامونو مقابل يه دنيا خوبی رو هم بزاريم فقط واسه اينکه به هدفی که ميخوايم برسيم. تو مثل منصور و تا منصور اينا رو گفتيم؛ سعی کرديم همينا رو ياد بگيريم و تمرين کنيم؛ مگه نه؟ حالا که حرفا و تمرينا تموم شده وقت اجراست. اجرای همه ی دستوراتی که ياد گرفتيم. اجرای تمريناتی که حداقل برای من خيلی سخته.تا امروز سعی کردم اگه چيزی مينويسم؛ اگه تمرينی ياد ميدم؛ متن نوشته هام بر خلاف قالبمون سفيد سفيد باشه؛ اما اينبار با همه ی تلاشم فقط نذاشتم سياه بشه. اينبار خاکستريه خاکستری مينويسم؛  اخه انگار تلخيه خداحافظی يه سنت شده و سنت شکنی هم خيلی سخته.

راستش تصميم گرفتم مدتی از گروه منصوريها خداحافظی کنم و يه مرخصی چند ماهه بگيرم. سخته اما چاره ای نيست. امروز برای هدفه بزرگی مجبورم گروهمونو موقتآ ترک کنم و بی شک فردا برای رسيدن به هدفی که تو اين گروه دارم چشمامو رو خواسته های ديگه ميبندم. اين قانون دنيای ماديه ماست؛ همه چيز در ان واحد و بی زحمت به دست نمياد. برای رسيدن به خواسته های کوچيک و بزرگ بايد کم و زياد تلاش کنيم. 

اگه يادتون باشه تو اپديت اول فراريتيو نوشتم «طبق سنت همه ی مکتوبه ها اول اخر کارم از همه ی  ادمايی که بهم کمک کردن و همه ی اونايی که دوسشون دارم تشکر ميکنم. گفتم گاهی فرصت ميشه يا شايد ميدن که اخر نوشته رو ثبت کنی؛ گاهی هم ۹۰ دقيقه بی فرصت تلافی تموم ميشه! اما انگار اينجا وقت اضافی داريم. پس حالا که وقت هست سنت و به جا ميارم. خيليها با حرفاشون؛ کامنتاشون و دلگرمياشون تو اين راه به من کمک کردن از همشون تشکر ميکنم و اميدوارم فرصت جبران پيش بياد.

(زهره جان ممنون بابت عکسی که فرستادی)

و اما سيامک عزيز؛ بخاطر فرصتی که بهم داد ازش تشکر ميکنم. فراريتيو فرصت خوبی بود تا با شما اشنا بشم. بودن تو جمعی که ميدونم با من هم احساسن و مثل من عاشقن واسم خيلی جالب بود. من از اين گروه چيزايی ياد گرفتم که تو هيچ گروهی حرفشم نيست. من تو اين گروه روزايی رو گذروندم که لخظه لحظه اش واسم مهمه و ثبتش کردم؛ همه ی اين تجربه های خوب و مديون فرصتهای طلايی هستم که سيامک عزيز  و ميلاد ملاحتی عزيز بهم هديه کردن. خرده گرفتن های سيامک از نوشته هام و همينطور ارزيابی و نمره دادن هاش بهم کمک کرد تا هرچند کم بهتر باشم. ممنون سيامک جان.

(ممنون از ميلاد کيانی عزيز بابت عکس زيبايی که فرستاده)

و اما من؛ من و يادتون نره همونطور که من شما و خوبيهاتونن فراموش نميکنم. من و ببخشين اگه کسی و با حرفام ناراحت کردم و اگه اونی نبودم که بهتر بود باشم. خب ديگه وقته رفتنه؛ در اخر سال نو رو تبريک ميگم و برای منصور عزيز؛ همه ی منصوريها و همه ی ادمای خوب دنيا بهترينها رو ارزو ميکنم و دعا ميکنم به هرچی که ميخوان و صلاحه برسن.

موفق و پايدار باشيد

 

 

نا همسفری نيست مرا بال و پری نيست

 
دوشنبه، 8 اسفند، 1384

سلام؛ يه سلام به قسمتهای کاملآ مساوی به همه ی منصوريهای عزيز.

 با تاسف زياد واقعه جديد و تسليت ميگم. البته ما اصلآ نبايد خودمونو ناراحت کنيم؛ همونطور که ميدونيم و ميبينيم مسئولان مملکت گل و بلبل ما هر کاری از دستشون بر مياد انجام ميدن! هر کدومشون چهار خط اسمشون؛ جناب اقای................... و ايت الله..................... اونوقت در جواب اتفاقی که افتاده فعاليتشون فقط يک جمله اس:[[محکوم کرد!]]. قبول! رهبر محکوم کرد؛ ريس جمهور محکوم کرد؛ مرجع تقليد محکوم کرد.... اما! پس کی ميخواد کاری بکنه؟!‌ همش حرف؟! ... بگذريم!

اين هفته قراره مثل منصور داشته باشيم اما نه مثل هميشه؛ نميشه هم گفت کاملآ جديد اما يه جور ديگه! امروز ميخوايم راجع به همه ی منصوريها با هم صحبت کنيم نه تک تک اونا؛ راجع به چندين طرفدار منصور که بايد يه گروه واحد باشن. اما قبل از شروع حرفام يه نکته کوتاه (شخصيت و مثال های متن زير کاملآ خيالی بوده و به هيچ حزب؛ نهاد؛ سايت و وبلاگ خاصی اشاره ندارد و اگر در متن من يا مايی وجود دارد صرفآ من و مای نوعی مورد نظر است. با تشکر)

ببينيد ما (منصوريها) انسانهای متفاوتی هستيم با علايق و افکار متفاوت. بعضی ها هنرمند بعضی هنرمندتر؛ يکی خوب اون يکی خوبتر  اما همه تو يه نقطه به هم ميرسيم. همه ی ما عاشق يه معشوقيم و رهگذر يک راه واحد؛ خواهان رسيدن به يک مقصد؛ مقصدی که رقابت تو راهش معنا نداره.

ما همگی عاشق معشوقی هستيم که قلبش اونقدر بزرگه که به اندازه همه ی ما جا داره و هيچ نيازی نيست برای جا گرفتن تو قلبش يا امانت دادن قلبمون بهش بخوايم کسی و از ميون برداريم. ما بايد حامی همديگه باشيم؛ به نوپاها فرصت بديم و هيچ وقت يادمون نره اگه احتمالآ امروز کهنه کار شديم نسبت به ديروزيها هنوز تازه کاريم پس بايد به قديميتر ها احترام بذاريم؛ يادمون نره يه روزی اونقدر از جاده عقب بوديم که رسيدن به مقصد برامون يه رويای بزرگ بود يه رويای دست نيافتنی. بنابر اين لازمه با هم بودن و با هم خوب بودن و تمرين کنيم؛ زياد سخت نيست کافيه يه مساله رو درک کنيم اينکه برای موفقيت به هم نياز داريم و بايد در  کنار هم باشيم. به دوستای جديدمون فرصت جا افتادن و بديم و کمکشون کنيم که به بقيه برسن نميگم قديميها يواش برن تا اونا بيان ميگم اونا راه و نشون تازه کاره بدن. اما موضوع فقط تازه کارا نيستن!

شايد چيزايی که ميگم به مزاج خيليها خوش نياد اما اينا حقيقته؛ حقيقتی که فکر ميکنم هممون بهش معتقديم اما به دلايل مختلف جايی واسه بروزش نداشتيم. شايد قانون بارش و رعايت کرديم و بخشيديم؛ شايد تو دلمون جا گرفته و سکوت و انتخاب کرديم؛ شايد به اشتباه فکر کرديم اينطوری بهتره؛ شايد... هر دليلی که داشته اين حرفا ناگفته مونده مهم نگفتنه نه دليلش.

ملاک بازخواست افراد افکارشون نيست اما اعمالشون چرا؛ شايد به همين دليله که ميگن همرنگ جماعت شو اما همفکر نه. اما اينجا انگار برعکس شده! ما همه همفکريم اما همرنگ نه! نگيد همفکر نيستيم؛ هستيم. بزرگنرين نقطه مشترک فکر و حتی اعنقادمون منصور عزيزه. درسته که هر کدوم ما به دليل خاص خودمون عاشق شديم اما مهم اين عشقه نه طريقه بوجود اومدنش. يکی ديرتر عاشق شده يکی زودتر؛ يکی عشقشو از نزديک ديده اون يکی هنوز در انتظار لحظه ديداره؛ يکی به صدای عشقش مينازه يکی به وجودش؛... اما مهمترين موضوعی که هممون يادمون رفته يه چيزه: منصور عزيز با تمام بزرگيهاش يک نفره و ما همه عاشق يک نفر شديم و به اين عشق مينازيم؛ هممون قبول داريم که شخصيت منصورمون بی نظيره و اين شخصيت فوق العاده ی اونه که استعدادشو جذابتر کرده. يه خانواده رو در نظر بگيريد شايد اعضای اين خانواده خيلی هم با هم خوب نباشن اما با اين حال به هيچ کس اجازه نميدن که به حريم اونا وارد بشه و به کسی حرفی بزنه. ما منصوريها هم يه خانواده هستيم؛ شايد خيلی مواقع با افکار اونيکی موافق نباشيم اما اين دليل نميشه که ازش حمايت نکنيم و بذاريم هر کسی هر چی دلش ميخواد بگه.

مگه فرقی ميکنه که اون يکی چه سبکی داره و چطور عشقشو بروز ميده؟! مگه فرفی ميکنه که اون عشقشو از نزديک ديده باشه يا نه؟! مگه فرقی ميکنه چند سالشه؟! مهم اون عشقه که تو هم بهش دچاری (عاشقی که حساب کتاب نداره     عشق يه سواله که جواب نداره)؛ مهم اينه که تو هم خودتو طرفدار ميدونی و اخر اسمت يه منصوری ميزنی. منصوری يعنی چی؟ يعنی کسی که از همه نظر مثل منصور نمونه باشه. وقتشه تعارفات و کنار بزاريم و کمی چشم در چشم با هم صحبت کنيم؛ وقتشه دوباره شروع کنيم با هم؛ با منصور؛ با منصوريها.

بياين هممون کمی بيشتر فکر کنيم. نظر شما چيه؟ بازم ميگم که منظورم شخص خاصی نبود (اگر کردم جسارت من چاره ای نداشتم)؛ من و ببخشيد.

و در اخر به سجاد و نيمای عزيز تبريک ميگم چون شنيدم تا چند وقت ديگه نسل منصور هم به گروه منصوريها اضافه ميشه. اميدوارم يه سايت موفق باشه سايتی که بتونه راه های تازه ای واسه زودتر رسيدن پيدا کنه. موفق باشيد.

                                www.naslemansour.com  

موفق باشيد و منصوری.

 

 

 

Mansour Websites


Only Mansour

Mansour Music

Mansour Video

Mansour TV

Love Mansour


 

Mansour Weblogs


Only Mansour

Mansour Star

Mansour Blue

Awat Mansour

Ever Mansour

Faraari Weblog

Mansour Online

Mansour Gallery

Mansour Lover

Mansour Boys

Mansourist


 

Mansour Groups


Only Mansour

Only 4 Mansour

Faghat Mansour

JuSt MaNsOuR

KING OF POP


http://webgozar.com/c.aspx?Code=75734&t=poll">

  RSS 2.0