|
BLOGFA.COM |
:: بزرگی خوانندگان : دیدگاه کمّي يا كيفي ؟ ( بخش اول ) ::
راوي : قبل از هر سخني از آقا رامين تشكّر مي كنم كه نوشته هاي ناقص اينجانب را در اين وبلاگ قرار دادند . مجددا تاكيد مي كنم كه نوشته هاي من فقط جهت آگاهي رساني است ، چرا كه مي دانم دسترسي به واقعيت ها از طريق اينترنت براي هموطنان - بخصوص ايرانيان داخل كشور - خيلي دشوار و از جهاتي امكان ناپذير است و مجددا اين مطلب را يادآور مي شوم كه من نه از سوي ستار مي نويسم و نه به وسيله ي كسي فرستاده شده ام . به عنوان كسي كه در لوس آنجلس زندگي مي كند و امور هنري را از نزديك مي بيند ، قصد من فقط بيان حقايقي است كه ممكن است زير فشارهاي تبليغاتي كاذب تلويزيوني مدفون شده باشند . من تا حد امكان به طور مستند و مكتوب اطلاعات خود را با شما تقسيم مي كنم ؛ ولي لطفا خودتان هم تحقيق كنيد و اين مطالب را ارزيابي نماييد . *** گمان مي كنم كه همه ي بازديد كنندگان اين وبلاگ قبول دارند كه گوگوش ، داريوش ، ابي و ستار از خوانندگان سطح اول ايران هستند . اما به نظر مي رسد كه اين روزها وزن و ارزش يك هنرمند و جايگاه مردمي او به دليل فشارهاي تبليغات تلويزيوني ، به غلط در مقياس مكاني كه در آن برنامه اجرا مي كنند سنجيده مي شود . من قبلا در مورد تبليغات و جريان هاي سياسي پشت پرده ي كنسرت هاي بزرگ براي برخي از هنرمندان در پست قبلي توضيحاتي دادم ؛ اما در اين جا ذكر چند مورد ديگر ضروري است : ۱- بايد به هنرمنداني همچون ابي و داريوش به دليل زيركيشان تبريك گفت ! چرا ؟ به اين سبب كه آن ها معمولا هنگامي كه در مراكز كوچك برنامه دارند ، هيچ اصراري به تبليغات تلويزيوني به سمت ايران ندارند و بدشان نمي آيد كه فقط تبليغات كنسرت هاي بزرگشان در تلويزيون پخش شود . معمولا هم در سايت هاي رسمي خود فقط تاريخ و نام كشور يا شهري را كه در آن برنامه دارند مي نويسند و به مكان دقيق آن اشاره نمي كنند . خب ، نتيجه ؟ نتيجه آن كه خيلي ها به غلط باور مي كنند كه هنرمنداني مثل داريوش و ابي فقط و فقط در كنسرت هاي بزرگ هستند و هميشه ۳ تا ۷ هزار نفر به ديدن آن ها مي آيند ... و اين كه داريوش و ابي افتخار نمي دهند در مكان هاي كوچكي مثل سالن هاي عروسي و هتل ها برنامه اجرا كنند ! ولي متاسفانه واقعيت چنين نيست و داريوش و ابي نيز در مكان هاي كوچك برنامه اجرا مي كنند ، ولي شايد از ديد شما پنهان بوده است . البته برخي از هواداران داريوش و ابي كه در اين كنسرت هاي كوچك شركت مي كنند در جريان اين امر هستند ولي اين واقعيت را اينجا و آنجا انكار مي نمايند .
اين هم گواه مطلب : پوستر كنسرت داريوش در همين امسال در يك هتل ابي و كامران در حال اجراي برنامه در هتل واشنگتن - ماه مارچ ۲۰۱۰ ( امسال )
حال خودتان ظرفيت يك هتل را تخمين بزنيد . ( معمولا ۳۰۰ نفر نشسته يا ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر ايستاده ) . البته مي توانيد ظرفيت هتل ها را خودتان در اينترنت چك كنيد . ۲- اگر وزن و جايگاه يك هنرمند به مكاني است كه در آن برنامه اجرا مي كند ، پس مهرداد نيويورك ، آيدين ، شهره و شهرام صولتي كه در مكان هاي بزرگ برنامه دارند يا شهرام شب پره و اندي را نيز كه در همين اكتبر گذشته در Kodak theater كنسرت داشتند بايد جزو خوانندگان سطح اول دانست ؛ چرا كه آن ها نيز همچون ابي ، داريوش و گوگوش در مكان هاي بزرگ و اسم و رسم دار برنامه اجرا مي كنند !
پس فكر نمي كنيد كه جايگاه و ارزش يك هنرمند را بايد از ديدگاه هاي ديگري فراتر از تبليغات كاذب و مسائل كمّي سنجيد ؟ به طور مسائل ديدگاه هاي كيفي ؟ اگر اجازه داشته باشم در مطلب آتي به ديدگاه هاي كيفي مي پردازم . تا فرصتي ديگر ، راوي .
« ادامه دارد »
نوشته شده توسط رامین | لینک ثابت | موضوع: بزرگی خوانندگان : دیدگاه کمّي يا كيفي؟ ( بخش اول ) |
:: ستار و جریان های موسیقی در خارج از کشور ::
قابل توجه هواداران :
زمان ارسال ایمیل به ستار عزیز به پایان رسیده است
بنابراین از ارسال ایمیل خودداری فرمایید .
پرسش های هواداران و پاسخ های ستار تا پیش از میلاد ستار
در وبلاگ به رویت هواداران گرامی خواهد رسید .
راوي : با درود خدمت طرفداران ستار . اينجانب به عنوان کسی که جریان های موسیقی ایرانی را دنبال و خبرهای نوشته و گفته شده را بررسی می کند و به دلیل آن که با ستار و اطرافیان او و برخی از هنرمندان مهم دیگر آشنایی نسبی دارم و در شهر فرشتگان زندگی می کنم ، به طور ناشناس در این جا به چند مطلب اشاره می کنم . ولی قبل از هر چیز درخواست می کنم که این مطالب را آن طور که نوشته شده بخوانید و نه آن گونه که دوست دارید بشنوید ! لازم است اين نكته را هم بگويم كه من نه از سوي ستار مي نويسم و نه از طرف كسي فرستاده شده ام . نوشتن اين مطلب هم فقط جهت آگاهي شماست و اين نوشته ها نه توجيهي براي كم كاري يا پركاري ستار است و نه براي بالا بردن يا خراب كردن كسي . خودتان تحقيق كنيد و در مورد آن بيشتر اطلاعات كسب نماييد . *** تهيه و پخش يك آلبوم : در بازارهاي غربي معمولا يك كمپاني موسيقي كار يك هنرمند را بررسي مي كند ؛ قرار داد مي بندد ؛ مخارج تهيه ي ملودي ، ترانه ، تنظيم ، ضبط ، ساخت يك يا دو موزيك ويدئو و تبليغات را مي پردازد و همان كمپاني - يا كمپاني ديگري كه در كار پخش در بازار خوب عمل مي كند - آلبوم را پخش مي كند . خواننده براي صدايش مبلغي را به عنوان پيش پرداخت مي گيرد و درصدي هم از فروش آلبوم دريافت مي كند . البته انواع قراردادهاي ديگري هم وجود دارد ولي آن چه كه گفتم روندي است كه معمولا انجام مي شود . اما در بازار غربي - ايراني داستان اين نيست ! بلكه به سمتي رفته كه اكنون گريبانگير خود كمپاني هاي موسيقي ايراني هم شده است ! كه دليل آن را اندكي جلوتر خواهم گفت . *** تهيه ي يك آلبوم به وسيله ي كمپاني هاي موسيقي ايراني : به سه دسته تقسيم مي شود : ۱- کسانی که تازه وارد هستند : خودشان باید تمام مخارج تهیه ی آلبوم را بپردازند و تازه یک پولی هم بدهند تا در بازار پخش شود . مخارج تهیه ی موزیک ویدئو را هم خودشان باید تقبل کنند . موزیک ویدئوی این دسته از تازه وارد ها بدون پیش پرداخت از تلویزیون ها پخش نمی شود و باید پولی هم به تلویزیون ها بدهند تا پخش کنند . این دسته از خوانندگان حتی به طور رایگان به اینجا و آنجا می روند تا شناخته شوند . خوانندگان این دسته بسیار مورد پسند کمپانی های موسیقی و تلویزیون ها هستند چون برای آن ها درآمدزا می باشند . کمپانی ها خدا خدا می کنند تا یکی از راه برسد و بخواهد خواننده بشود ! ۲- دسته دوم به دو بخش تقسیم می شوند : الف : خوانندگانی که ۱۵ - ۲۰ سالی است که فعالیت می کنند و یک موقعیت نسبی بین مردم پیدا کرده اند . ولی هنوز باید پول آلبومشان را خودشان بپردازند اما کمپانی ها برای انتشار آلبوم آن ها پولی نمی گیرند و برای آلبوم آن ها در برنامه هایشان تبلیغ می کنند . مخارج تهیه ی موزیک ویدئو به عهده ی خود خواننده است ولی تلویزیون ها به رایگان پخش می کنند . افراد این بخش درآمد اندکی از کنسرت ها یا برنامه های کوچک به دست می آورند که خیلی ناچیز است . ب : خوانندگانی هستند که ۲۵ - ۳۰ سالی است که فعالیت می کنند و حتی ممکن است از هنرمندان قبل از انقلاب باشند ولی شرایط آن ها با شرایط بخش « الف » چندان فرقی نمی کند ؛ فقط شانس بيشتري براي دعوت شدن به كنسرت ها و محافل دارند و درآمد آن ها نيز كمي بالاتر است . ۳- خوانندگاني كه از يك مرزي عبور كرده اند ؛ مثل گوگوش ، داريوش ، ستار ، حميرا ( و نیز زنده یادان مهستی و هایده ) و ابی . شاید باور نکنید ولی از هفت نفر نامبرده فقط ۳ هنرمند هستند که کمپانی ها مخارج تهیه ی آلبوم و یکی دو تا موزیک ویدئو را برایشان می پردازند : - هایده ( یادش زنده باد ) - مهستی ( یادش گرامی باد ) - ستار یعني گوگوش ، داريوش ، ابي و حميرا مخارج تهيه ي آلبوم را خودشان مي پردازند ؟ بله ... گوگوش بعد از QQ bang bang كه كمپاني ترانه آن آلبوم را خريد ، هزينه ي ساخت همه چيز را خودش مي دهد . داريوش بيشتر آلبوم هايش را در استوديوي منزلش ضبط مي كند و تا سال گذشته كمپاني ها فقط پخش آلبوم هاي او در بازار را بر عهده داشتند ولي چندي است كه كمپاني ها داريوش را به دليل برخي مسائل تحريم كرده اند و حاضر نيستند آلبوم هاي او را در بازار پخش كنند و داريوش نيز تصميم گرفته كه آلبومش را در سايت خود به فروش بگذارد . شرايط ابي هم مثل گوگوش است . حال در اين جا چند سوال پيش مي آيد : ۱- آيا دليل دير به دير آمدن آلبوم هاي ستار به بازار همين است ؟ يكي از دلايل آن همين است . كمپاني ها از شرايط مالي چندان خوبي برخوردار نيستند و چون هزينه هاي ملودي و ترانه ها را به موقع نمي دهند ، لاجرم كار ضبط و پخش به موقع انجام نمي شود . ۲- چرا ستار مثل گوگوش و ابي خودش آلبوم نمي زند ؟ جواب اين سوال به دو بخش خلاصه مي شود : اول اين كه ستار براي خود يك جايگاه هنري قائل است و باور دارد اگر براي يك آلبوم پولي دريافت نمي كند پس لااقل پولي هم نبايد بپردازد . ارزش هنري صداي او نبايد با خودانتشاري و خودتبليغي كمرنگ شود . دوم اين كه او مثل گوگوش ، داريوش ، و ابي به خاطر وابستگي و الزامات سياسي مجبور نيست كه سالي چند آهنگ و آلبوم ارائه بدهد . آن ها به سرعت آهنگ بيرون مي دهند تا به خاطر آن زودتر كنسرت گذاشته شود تا مردم براي شنيدن زنده ي كارهاي جديد در كنسرت ها شركت كنند . چرا ؟ چون اين كنسرت ها به وسيله ي گروه هايي برگزار مي شود كه از آن سود مالي - سياسي مي برند . ۳- آيا هنرمنداني مثل گوگوش ، ابي و داريوش آن قدر ثروتمند هستند كه مخارج همه ي اين آلبوم ها ، ويدئوهاي جديد و تبليغات را بدهند ؟ خير ... ولي هر سه ي آن ها از حمايت هاي مالي خوبي برخوردارند و دوستاني دارند كه صورت حساب هاي آنان را خوب مي پردازند ؛ حال ممكن است اين پرداخت ها از روي عشق ، يا حسن نيت و يا به سبب منافع شخصي باشد . ۴- يعني زور كمپاني ها فقط به ستار نمي رسد ؟ كمپاني هايي كه با ستار نمي توانند كنار بيايند ، خُب با او كار نمي كنند ؛ ولي كمپاني ترانه شرايط ستار را تا به امروز پذيرفته و بيشتر آلبوم هاي ستار از اين شركت به بازار آمده و شايد هم از اين پس خواهد آمد . ۵- پس يعني هنرمندان هيچ درآمدي از تهيه ي آلبوم ها ندارند ؟ از هيچ كمپاني ايراني هيچ پولي به خوانندگان پرداخت نمي شود ! درآمد خوانندگان از برنامه ها و كنسرت هاست . در صنعت موسيقي غرب ، درآمد از فروش آلبوم هاست و كنسرت ها براي تبليغ آلبوم ها در سراسر جهان . ولي در صنعت موسيقي ايراني در لوس آنجلس ، درآمد هنرمندان از كنسرت هاست و درآمد كمپاني ها از فروش آلبوم و دلالي ملودي و ترانه ! ايراني ها هم كه همه چيز را كپي مي كنند و پول چنداني به كمپاني ها نمي رسد و لاجرم كمپاني ها سرمايه ي كافي براي توليد آلبوم ندارند ؛ پس هنرمندان خودشان مجبور به پرداخت هزينه ي آلبوم مي شوند . *** كنسرت گذاري : به طور خلاصه كنسرت هاي بزرگ در سالن هاي بزرگ براي فقط يك خواننده ( به عنوان مثال فقط گوگوش یا ابی ) یا به وسیله ی صاحبان شرکت های داخل ایران برگزار می شود که این برنامه گذاران در ایران مقیم هستند و جزو کسانی می باشند که در خارج فعالیت تجاری دارند که از این کنسرت ها به عنوان پولشویی و یا جا به جایی مالی استفاده می کنند ؛ و یا به وسیله ی گروه های منسجم سیاسی مثل حزب توده یا مجاهدین خلق صورت می گیرد . برخي از تلويزيون ها نيز كنسرت گذار هستند ولي معمولا به ندرت جنبه ي سياسي دارد و بيشتر براي پول سازي است . بعضي از خوانندگان هم خودشان براي خودشان در مكان هاي خوب كنسرت ترتيب مي دهند . تعداد كنسرت گذاراني كه به داخل ايران وابستگي ندارند و يا حاضر نيستند با گروهي خاص همكاري كنند زياد نيست و اين قبيل افراد معمولا فاقد توان سرمايه گذاري و قبول ريسك انجام كنسرت در مراكز پر هزينه مي باشند . آيا ستار در چند سال اخير در مكان هاي مهم برنامه داشته است ؟ بله ... پس چرا در ايران نشنيديم ؟ به ۴ دليل : ۱- برنامه گذار به دليل فروش كافي از طريق تبليغات محلي ، نيازي به تبليغات تلويزيوني نداشته است . ۲- تعدادي از تلويزيون هاي ۲۴ ساعته كه شكل و شمايل مناسبي دارند و به نوعي مي توان آن ها را تلويزيون ناميد ، جزو همان دوستان افراد بالا هستند و ميزان زيادي از درآمدشان از طريق تجارت با كمپاني هاي ايراني داخل ايران و دبي است كه به نوعي با ستار مشكل سياسي دارند . ۳- چون ستار به آن ها باج نمي دهد و به قول معروف سبيلشان را چرب نمي كند ! و رابطه ي خود را با آن ها در حد رابطه ي هنري نگاه مي دارد ... آن ها نيز با ستار آبشان چندان در يك جوب نمي رود . ۴- ستار در قرار دادهايش با كنسرت گذاران ، در بخش تبليغات زياد سخت گير نيست . چرا ستار خودش كنسرت نمي گذارد ؟ شايد به خاطر آن كه او يك هنرمند خواننده است و نه يك برنامه گذار . آيا او Manager ندارد ؟ در اين مورد خير . نمي خواهد داشته باشد ؟ شايد تجارب بد ، ستار را از اين امر باز مي دارد . *** همكاري : چرا ستار با فريد زلاند سال هاست كار نمي كند ؟ ستار باور دارد كه يك آهنگساز شايد به طور ناخواسته بعد از مدتي كارش تكراري مي شود . پس شايد بهتر باشد با افراد متفاوت ، كارهاي متفاوت ضبط كند . دليل ديگر اين كه وقتي آلبوم گلايه به بازار آمد ، در همان زمان فريد زلاند كه آلبوم ستاره بازي را ساخته بود با كمپاني ترانه اختلاف پيدا مي كند و آقاي زلاند براي ضربه زدن به كمپاني ترانه ، آلبوم ستاره بازي را خودش به بازار مي دهد . عليرغم اين كه ستار از او مي خواهد كه اين كار را انجام ندهد و صبر كند تا آلبوم گلايه در بازار خوب وارد شود . ولي فريد زلاند قبول نمي كند و آلبوم ستاره بازي را بيرون مي دهد . نتيجه آن كه هر دو آلبوم يكديگر را مي خورند ! با ايرج جنتي عطايي چطور ؟ تا سال گذشته كه كسي نمي خواست تفتيش عقايد كرده باشد ، آن هايي كه آقاي جنتي عطايي را مي شناختند و با عقايد او آشنا بودند هم چيزي نمي گفتند و مختار بودند كه با او كار كنند يا نه . اما با رخدادهاي اخير و صحبت هاي آشكار او مي توان گفت كه به هر جهت آقاي جنتي عطايي از فعالان مهم حزب توده بوده و هستند و همكاري ستار از زمان آگاهي او از خط فكري جنتي عطايي با وي متوقف گشته است . آيا ستار با داريوش برنامه داشته يا خواهد داشت ؟ آخرين باري كه اين دو بر روي يك صحنه رفتند به سال ۱۹۸۰ باز مي گردد . بين سال هاي ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۲ از سوي برنامه گذاران سه بار به ستار پيشنهاد شد ولي او قبول نكرد . در دهه ي ۹۰ دو بار نيز داريوش در لوس آنجلس برنامه داشت ولي به علت استفاده از مواد مخدر نمي توانست روي صحنه برود . برنامه گذار كه هزينه هاي زيادي را متحمل گشته بود از ستار خواست تا به جاي داريوش برنامه اجرا كند كه البته ستار نپذيرفت . چند سال پيش ستار در يك مصاحبه ي راديويي وقتي همين سوال را از او پرسيدند خيلي محترمانه گفت : ما صداهایمان جوری است که نمی توانیم یک آهنگ را با هم بخوانیم . ( من فکر می کنم ستار به نکته ی خوبی اشاره کرد ، آهنگ نون و پنير و سبزي را يادتان هست ؟ ابي آن آهنگ را چندين گام بالاتر از داريوش مي خواند ) آیا گوگوش با ستار تماس دارد ؟ خیر . چرا ؟ برگردید به موارد بالا . تا فرصتی دیگر ، بدرود .
سه خبر خوب برای هواداران THE OFFICIAL BLOG OF SATTAR بلاگ رسمی ستار افتتاح شد
آدرس بلاگ رسمی ستار : http://sattarblog.wordpress.com/
*** SATTAR's OFFICIAL YOUTUBE CHANNEL کانال رسمی ستار در YouTube
از این پس کلیه ی علاقه مندان و هواداران ستار می توانند
با مراجعه ی مستقیم به کانال رسمی ستار در YouTube آخرین موزیک ویدئوها
و بسیاری از کارهای پیشین او را در یک کانال یکجا مشاهده نمایند .
http://www.youtube.com/SATTARmusic *** NEW SINGLE COMING SOON ! Sattar’s new single album: What a Patience! will be available soon on iTune and CDbaby آلبوم تک آهنگ : « عجب صبری خدا دارد » به زودی از طریق شرکت iTune و CDbaby عرضه می گردد . ملودی از : محمد حیدری تنظیم از : کاظم عالمی شعر : معینی کرمانشاهی
نوشته شده توسط رامین | لینک ثابت | موضوع: ارتباط مستقیم با ستار |
:: يادداشتي بر يك ترانه : ما را مطلب :: ما را مطلب ! در چشم گلا ، دره ی شب غم دسته گلی سیاه دارد شوریده پلنگ بیشه ی دل پنهان نظری به ماه دارد ما را مطلب که نقش آبیم افسانه به ما مخوان که خوابیم *** در باغ پر از ستاره و ماه پروانه به گوش باد گفته غمگین دل شهرزاد قصه تا قصه ی خود شنیده خفته ! آه از دل شهرزاد قصه تا قصه ی خود شنیده خفته ! ما را مطلب که نقش آبیم افسانه به ما مخوان که خوابیم ! *** ما شاخه ی خشک باغ حسرت دل بسته ی نقش هر سرابیم ما شاخ نبات شعر حافظ ما تکیه گه خم شرابیم ما را مطلب که نقش آبیم افسانه به ما مخوان که خوابیم !
فعلا اوضاع سوت و كور است . نه خبر چنداني از آلبوم جديد ... نه موزيك ويدئوي تازه اي ... نه مصاحبه اي ... نه بحث جنجال آفريني و نه ... پس عجالتا چاره همان چنگ انداختن به ترانه هاي ستار است ! با خود گفتم اكنون فرصت مناسبي است كه از تك آهنگ راز آميز ستار با شما سخن بگويم . ترانه اي كه سال هاست فكر و ذهنم را به خود مشغول داشته . ترانه اي از گونه اي ديگر . ترانه اي مرموز كه ساليان سال است در ميان آلبوم هاي پرشمار ستار خاك مي خورد و تا كنون كسي به آن نپرداخته . عشوه گر ناشناخته اي كه در گوشه اي دنج خلوت گزيده و مغرورانه و شايد هم خودخواهانه غريبي و شگفتي خود را به رخ مستمعانش مي كشد ! خواص هوادار ستار شايد هر از گاهي به اين " مرموز افسونگر افسون شده " گوش مي سپارند و بي هيچ درنگي در درون مايه ي غريب آن تنها از نواي دلفريب ستار در آن بهره مي برند و به شتاب دكمه ي next را در پلير خود مي فشارند ! آري مي خواهم از " ما را مطلب " سخن بگويم . ما را مطلب بي هيچ شكي پر رمز و راز ترين ترانه ي ستار است و از گونه اي ديگر . از گونه اي ديگر به اين روي كه تك آهنگي است كه با هيچ يك از آثار پرشمار ستار قابل قياس نيست . تنها ترانه ي ستار است كه آهنگسازي شهير و برجسته به نام اسفنديار منفرد زاده ساخت ملودي و تنظيم آن را بر عهده داشته . فرهاد شيباني به گمانم تنها شعري است كه براي ستار سروده . هيچ يك از ترانه هاي ستار تا اين اندازه در عين اختصار در متن و ايجاز تصاوير و ايماژها ، سرشار از اسطوره ها و نمادها نيست و دريافت معناي هيچ يك از ترانه هاي ستار اين اندازه دشوار نمي نمايد و صور خيال در هيچ يك از آثار ستار تا اين اندازه غريب و شگفت نيست . حال با من موافقيد كه اين ترانه از گونه اي ديگر است ؟! *** ما را مطلب ترجیع بندی است شامل سه بند یا خانه که بند ترجیع " ما را مطلب که ... " آن ها را به هم می پیوندد . شعر در نگاه اول در چشم مخاطب عام گنگ و پیچیده و حتی تا اندازه ای فاخر است ولی شنونده ی خاص و کاربلد را نمی تواند چندان مسحور خود کند و اولین پرسش این طیف آن است که چرا پیوند عمودی شعر رعایت نشده ؟ همچنین تعقیدها و ضعف تالیف ها و تناقض هایی در ضمن شعر به چشم می آید که تا حد زیادی به اعتبار شعر لطمه وارد می کند . برخی از تعبیرات رسا و مفهوم نیست و چنین می نماید که شاعر از سر سیری شعری سروده و بیشتر درگیر ملودی بوده و به اصول ترانه سرایی چندان توجهی نداشته و فراموش کرده که ترانه اگر معنای روشنی به مخاطب ارائه ندهد نمی تواند صفت " ماندگاری " را برای اثر به ارمغان بیاورد و با گوش سپردن به شاهکارهای ترانه ی نوین در می یابیم که این دست از ترانه ها جملگی اشعاری گویا و رسا داشته اند و هیچ یک از آن ها با غموض و ابهام نمی توانستند راه به جایی برند . اینک سه بند " ما را مطلب " را جداگانه وا می کاویم و مورد بررسی قرار می دهیم : بند نخست : در نگاه اول هیچ ارتباطی با کلیت ترانه و نیز بندهای بعدی ندارد و تنها توجیه برای این قضیه آن است که بگوییم شاعر در این بند به نوعی مقدمه چینی و فضا سازی که قدما آن را " براعت استهلال " می نامیدند دست یازیده . بیت اول که قاعدتا باید بهترین بیت شعر باشد تا بتواند مخاطب را درگیر خود کند و او را به شنیدن ادامه ی ترانه ترغیب نماید اتفاقا خالی از اشکال نیست . در چشم گلا (= گل ها ) ... آیا جمع بستن کلمه ای به شکل عامیانه در ترانه ای که زبان آن ابدا عامیانه نیست اشکال بزرگی محسوب نمی شود ؟ دره ی شب البته ترکیب زیبایی است اما با خواندن مصراع دوم باز می بینیم که چیزی کم دارد : غم دسته گلی سیاه دارد . خب پس معلوم است آن چه دسته گلی سیاه دارد غم است . پس با این حساب باید گفت : " در دره ی شب " که حذف " در " بدون هیچ قرینه ای خود ضعف تالیفی آشکار است . می بینید ؟ آیا شعری که در یک مصراع آن هم نخستین مصراع شعر دو ایراد زبانی و دستوری دارد می تواند شعر موفقی باشد ؟ بیت دوم البته ضعف تالیف ندارد و به موضوعی شایع و رایج و به نوعی تکراری و نخ نما در شعر معاصر پرداخته که همانا سوژه ی " ماه و پلنگ " می باشد . تفصیل رازگشایی از این دو نماد را در انتها می خوانید اما به اختصار می گویم که پلنگ نماد عاشق و ماه نماد معشوق است اما ارتباط آن با کلیت این ترانه چیست ؟ در چشم گل ها و در دره ی شب ، غم دارای دسته گلی سیاه است و در این فضای ابهام آمیز ( و یا شاید هم در جایی دیگر ) پلنگ شوریده ی بیشه ی دل ( = عاشق یا قلب عاشق ) پنهانی به معشوق خود می نگرد . تصویری که خالی از زیبایی نیست اما چه ربطی به سایر ابیات دارد ؟ به گمانم شاعر در اين بخش از شعر با به تصوير كشيدن چنین فضایی ، حالت غم و اندوه و حسرت خویش را از مطالبی که در ابيات بعدی خواسته بگوید نشان داده و به نوعی مقدمه چینی نموده است تا به اصل سخن و جان کلام برسد ، اما مي انديشم كه مبادا شاعر تنها به قافيه پردازي انديشيده و آنچه باعث گشته چنين تصويري خلق كند همان قوافي سياه و ماه بوده است ! بيت سوم اما جوهره و عصاره ي ترانه است و شاعر خواسته در اين بيت جان كلام را ادا كند : ما را مطلب كه نقش آبيم ! ما را مطلب يعني چه ؟ ما را طلب مكن يا در جستجوي ما مباش يا به ما اميد مبند يا ... حالا چرا ؟ چون ما نقش آب هستيم . مطمئنا منظور شاعر نقش بر آب است كه باز هم با حذف نا بجاي " بر " ضعف تاليفي آشكار رخ داده . نقش بر آب يعني نقشي سطحي و زودگذر و بدون عمق و معنا ... پيداست كه اين توصيف را نمي توان مثبت تلقي كرد . حالا بايد پرسيد منظور از " ما " كيست ؟ مي انديشم كه منظور شاعر از ما ؛ مردم ، مليت و فرهنگ ايراني است پس عجيب نيست كه اين ترانه را ترانه اي از نوع اجتماعي بدانيم . مصراع دوم مي گويد : افسانه به ( = برای ) ما مخوان که خوابیم ! دوست دارم این بیت را چنین معنی کنم : ای خردورزان ! ای آگاهان عالم ! دیگر به ما امید مبندید و در جستجوی ما و فرهنگ درخشان و گذشته ی شکوهمندمان مباشید زیرا که ما اکنون چیزی جز نقش بر آب نیستیم ! خرافات و بیگانه پرستی ها آن چنان بر تار و پود اندیشه ی ما چنگ انداخته که هر چند از آن گذشته ی بشکوه بر ما افسانه بخوانید و هر قدر بخواهید فرهنگ دیرپای ایرانی را برایمان یادآوری نمایید و ما را به خویشتن خویش باز آورید ما همچنان در خواب غفلت خود هستیم و بیدارشدنی نیز به نظر نمی آییم ! آری ... اکنون ما نقش بر آبیم . تهی از خود و از فرهنگ دیر پای خود و چنگ انداز به فرهنگی که هیچ سنخیتی با آن نداریم . *** بند دوم : در این بند شاعر مخاطب را به فضایی غریب رهنمون می سازد و گفت و گویی غریب تر را ترتیب می دهد . در باغی سرشار از ستاره و ماه ( = هنگامه ی شب ) پروانه به ( = در ) گوش باد چنین گفته که دل شهرزاد قصه غمگین است و از هنگامی که قصه ی خود را شنیده در خواب فرو رفته است ! تصویری که از پروانه در ادب پارسی به یاد داریم بیشتر او را قرین گل و بلبل و شمع و در فضاهایی نگارین و دل انگیز نشان می دهد اما اینک در فضایی تیره و تار و در دل شب ، پروانه در گوش باد زمزمه می کند ! تصویری که بیشتر ما را به یاد شبپره می اندازد تا پروانه ! این نکته ی ظریف را می گذاریم به حساب نوعی ساختارشکنی و نوآوری شاعر . همچنین این نکته را که شهرزاد خود قصه گویی است که برای دیگران افسانه ها می گوید تا به خواب فرو نروند و قصه گويي برايش بهانه اي براي زنده ماندن و زيستن است اما همینک با شنیدن قصه ی خویش به خواب فرو رفته است ! حکایت غریبی است اما می اندیشم که در این بند " باغ پر از ستاره و ماه " همان مام میهن است که سرشار از ستاره های فروزان فرهنگ و دانش است و " پروانه " نیز همان خردورز دلآشوبی است که دغدغه ی بیداری و بیدار کردن دارد اما می بیند دريغا كه شهرزاد قصه ( = ملت ایران ) به جای بیدار نمودن دیگران و دست كم بيدار شدن از خواب غفلت ، خود به خوابی عمیق فرو رفته و هر چه از قصه ی گذشته ي او يعني بزرگی ها و سرفرازی ها در گوشش می خوانند سودی ندارد ! دريغ و افسوسي كه چندان در نظر شاعر مهم مي باشد كه در بيت سوم نیز آن را تكرار نموده است . *** بند سوم : در اين بند شاعر به توصيف " ما " يي پرداخته كه پيشتر بدان اشاره كرديم . در بيت نخست مي گويد ما مردم همچون شاخه اي فرو خشكيده از باغ حسرت هستيم و دلبسته و فريفته ي هر آنچه ايم كه نقش سرابي بيش نيست ! به راستي كدام ايراني راستين است كه هر لحظه ، حسرت داشته هاي از دست داده ي خويش را نخورد ؟ اما آن چه او را مانع است تا هرگز بدان داشته هايش نرسد و نزديك نگردد همانا دلبستگي او به نقش سراب است . خرافاتي كه بر رگ و پي انديشه و ذهنش چنگ انداخته و عقل و خرد او را در تار عنكبوتي تعصب و خامي و خام انديشي گرفتار ساخته است . اما بيت دوم طرف ديگر ماجرا و آن روي سكه است ! ما شاخ نبات شعر حافظ و تكيه گه خم شراب هستيم . در بادي امر اين دو تعبير چندان مفيد معنا نيست كه مثلا ما معشوقه ي حافظ هستيم ! اما با عنايت به توضيحات قبل به اين نتيجه مي رسيم كه شاعر خواسته بگويد هر چند ما روزگاري سرمنشا همه ي تغزل ها و دلدادگي ها ( = شاخ نبات شعر حافظ ) و سرمستی ها و سرخوشی ها ( = تکیه گه خم شراب ) بودیم اما همینک بهتر است که ما را طلب نکنی و افسانه ی بیداری در گوشمان نخوانی ! این است راز تناقض ظاهری در ابیات این بند شعر ... دوگانگی و تناقضی که نه فقط در این شعر بلکه در هویت و ضمیر بسیاری از ما نیز یافت می شود . *** به گمانم آن چه ما را مطلب را شنیدنی ساخته شعر آن نیست ؛ چرا كه اين شعر همان گونه كه اشارت رفت هر چند برخي مضامين زيبا و ارزشي را در خود جاي داده اما مشتمل بر اشكالاتي است كه بعضا قابل اغماض نيست و به برخي از آن ها در اين مقال اشاره رفت . زيبايي اين ترانه در وهله ي نخست به صداي زيبا و محكم ستار در آن باز مي گردد و اجراي هميشه خوب او و هارموني مناسبي كه با ملودي و شعر به منصه ي ظهور رسانده و در وهله ي بعد به ملودي منفرد زاده كه با شايستگي از عهده ي آن برآمده و تنظيمي شايسته ارائه داده است ، ضمن آن كه همخواني زيباي گروه كر نيز در اين ترانه خالي از لطف و تاثير نيست . در نهايت مي توان ما را مطلب را از آثار فابل قبول ستار دانست هر چند كه به دلايل متعدد مهجور مانده و چندان شنيده نشده است . ـــ دانلود ترانه ي " ما را مطلب " ـــ
توضيح و شرح نماد ها و اسطوره ها
***
***
:: اجرای زنده ی زیبا و خاطره انگیز ستار از ترانه های قدیمی ::
اجرا شده در کنسرت لندن ـــ دانلود قسمت اول ـــ
شامل ترانه هاي : صداي زنگوله ها ، بهار من گذشته شايد ، بود و نبود ، غزل ، تكيه گاه ـــ دانلود قسمت دوم ـــ
شامل ترانه هاي : خانه به دوش ، شام آخر ، باج ، همزاد ، آوازه خوان ، دشمن با تشکر فراوان از نیسان شهیدی بابت ارسال ترانه ها
***
:: عکس هایی از ستار در کنسرت هزار و یک شب تورنتو - کانادا ::
با تشکر از امیر کسری حسین زاده بابت ارسال عکس ها
ـــ دانلود ـــ
نوشته شده توسط رامین | لینک ثابت | موضوع: يادداشتي بر يك ترانه : ما را مطلب |
|
|